باغ عشق

مجموعه ای از نایاب ترین جملات عاشقانه شعر

 

به نسیمی همه راه به هم می ریزد

کی دل سنگ تو را آه به هم می ریزد 

سنگ در برکه می اندازم و می پندارم

با همین سنگ زدن ، ماه به هم می ریزد

.

.

عشق بر شانه هم چیدن چندین سنگ است

گاه می ماند و نا گاه به هم می ریزد

انچه را عقل به یک عمر به دست آورده است

دل به یک لحظه کوتاه به هم می ریزد

آه یک روز همین آه تو را می گیرد

گاه یک کوه به یک کاه به هم می ریزد

 دوستت دارم...

من امشب از غزل از مثنوی از گریه سرشارم


                                 سرم را میگذارم بی تو روی شانه ی تارم


پری های خیالم ناگهان در رقص می آیند 


                                 که تو شرقی ترین آئینه می آیی به دیدارم


سرت را میگذاری روی زیر اندازی از چشمم


                                  نگاهم میکنی چشمی که عمری کردی انکارم


دل من گر چه چشم زخمی اسفندیار اما


                       چگونه میتوانم از نگاهت دست بر دارم


تو رفتی و منم ماندم با شعر و سه تار اما


                                 به دندان پشت دستم مینویسم دوستت دارم

 

[ جمعه 27 دی 1392برچسب:اشعارزیبا- اشعار کوتاه- اشعار جذاب- شعر,

] [ 13:18 ] [ زهره ]

[ ]

 تو فقط زود بیا...!


به سراغ من اگر می آیی

تند و آهسته! چه فرقی دارد؟؟

تو به هر جور دلت خواست بیا

مثل سهراب دگر

جنس تنهایی من چینی نیست...

که ترک بردارد...

تو فقط زود بیا...!

 

 

کارون چو گیسوان پریشان دختری


بر شانه های لخت زمین تاب می خورد


خورشید رفته است و نفس های داغ شب


بر سینه های پر تپش آب می خورد


دور از نگاه خیره من ساحل جنوب

افتاد مست عشق در آغوش نور ماه

 

 ادامه شعردر ادامه مطلب


ادامه مطلب


من به مردی وفا نمودم و او

پشت پا زد به عشق و امیدم

هر چه دادم به او حلالش باد

غیر از آن دل که مفت بخشیدم

دل من کودکی سبکسر بود

خود ندانم چگونه رامش کرد

او که می گفت دوستت دارم

 

ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ جمعه 27 دی 1392برچسب:اشعارزیبا-اشعار فروغ فرخزاد- اشعار کوتاه- اشعار جذاب,

] [ 12:32 ] [ زهره ]

[ ]

بخشی از زندگینامه فروغ فرخزاد


فروغ در ديماه سال ۱۳۱۳ در محلۀ اميريۀ تهران پا به عرصۀ وجود نهاد پدرش محمد فرخ زاد يك نظامي سختگير بود و مادرش زني ساده و خوش باور. او فرزند چهارم يك خانوادۀ نه نفري بود
چهار برادر به نامهاي امير مسعود، مهرداد و فريدون و دو خواهر به نامهاي پوران و گلوريا
پس از اتمام دوران دبستان به دبيرستان خسروخاور رفت. در همين زمان تحت تاثير پدرش كه علاقمند به شعر و ادبيات بود. كم كم به شعر روي آورد. و ديري نپائيد كه خود نيز به سرودن پرداخت. خودش مي گويد كه ” در سيزده چهارده سالگي خيلي غزل مي ساختم ولي هيچگاه آنها را به چاپ نرساندم. ”
در سال ۱۳۲۹ در حالي كه ۱٦ سال بيشتر نداشت با نوۀ خالۀ مادرش پرويز شاپور كه ۱٥ سال از او بزرگتر بود ازدواج كرد. اين عشق و ازدواج ناگهاني بخاطر نياز فروغ به محبت و مهرباني بود. چيزي كه در خانۀ پدري نيافته بود. پس از پايان كلاس سوم دبيرستان به هنرستان بانوان مي رود و به آموختن خياطي و نقاشي مي پردازد. از ادامه تحصيلاتش اطلاعاتي در دست نيست.
مي گويند كه او تحصيلات را قبل از گرفتن ديپلم رها مي كند
اولين مجموعۀ شعر او به نام ” اسير ” در سال ۱۳۳۱ در سن ۱۷ سالگي منتشر مي گردد. كم و بيش اشعاري از او در مجلات به چاپ مي رسد.
با به چاپ رسيدن شعر ” گنه كردم گناهي پر ز لذت” در يكي از مجلات هياهوي عظيمي بپا مي شود و فروغ را بدكاره مي خوانند و از آن پس مورد نا مهرباني هاي فراوان قرار مي گيرد.
” گريزانم از اين مردم كه با من به ظاهر همدم و يكرنگ هستند
ولي در باطن از فرط حقارت به دامانم دو صد پيرانه بستند ”
در سال ۱۳۳۲ با شوهرش به اهواز مي رود. ديري نمي پايد كه اختلافات زناشوئي باعث برگشت فروغ به تهران مي شود
حتي تولد كاميار پسرشان نيز نمي تواند پايه هاي اين زندگي را محكم سازد. سرانجام فروغ در سال ۱۳۳٤ از شوهرش جدا مي شود
قانون فرزندش را از او مي گيرد. حتي حق ديدنش را. فروغ ۱٦ سال تمام و تا آخر عمرش هرگز فرزندش را نديد

 

برخی از اشعار ایشان در ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ پنج شنبه 26 دی 1392برچسب:اشعار زیبا- اشعار پر معنی- اشعار زیبا- اشعار فروغ فر,

] [ 13:30 ] [ زهره ]

[ ]

در درون! خـ ـانـه بر دوشــ ـم ....


این آرامشِـــ.. ظـاهــ رم

گمـراهتـــ.. نکنـ ــد!

در درون! خـ ـانـه بر دوشــ ـم ....

 


دلتنگی...

 همیشه قصه همینـــ بود ...

    آمدنتــــ با پای خـودتـــــــ بود ...

      رفتنتــــــ با خــدا ...!

         آهــای دلتنگی با توامــــــــ !!!
     
   آرامشَمو تو دَستات جا گذاشتَم...

سری اول عکسهای زیبا

ادامه تصاویر در ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ پنج شنبه 26 دی 1392برچسب:تصاویر زیبا- تصاویربا مفهوم- ,

] [ 12:25 ] [ زهره ]

[ ]


ما نسل بوسه های خیابانی هستیم…

نسل خوابیدن با اس ام اس…


نسل دردو دل با غریبه های مجازی…


نسل غیرت رو خواهر,روشنفکری رو دختر همسایه…


نسل پول ماهانه,وی پــ ی ان...


نسل عکسهای برهنه بازیگران…


نسل جمله های کوروش و شریعتی…


نسل ترس از رقص نور ماشین پلیس…


نسل استرس های کنکور و سکته های خاموش…


نسل تنهایی,نسل سوخته…


یادمان باشد هنگامی که دوباره به جهنم رفتیم مدام بگوییم:


یادش بخیر…دنیای ما هم همینجوری بود…

 

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه

صفحه قبل 1 ... 6 7 8 9 10 ... 22 صفحه بعد