باغ عشق

مجموعه ای از نایاب ترین جملات عاشقانه شعر

دلــــــــــــــــــت که شکست،


ســـــــــــــــرت را بگیر بـــــــــــــالا ..!


تلافی نکن ، فریاد نزن ، شرمگین نباش.


حواست باشد ؛ دل شکسته، گوشه هایش تیز است..


مبادا که دل و دست آدمی را که روزی دلدارت بود زخمی کنی ،


مبادا که فراموش کنی روزی شادیش، آرزویت بود…


صبور باش و ساکت.


بغضت را پنهان کن،


رنجت را پنهان تر....!

 

 چگونه برایت عاشقانه می نویسم ...


نه در آغوشت گرفته ام ...


نه تو را بوسیده ام ...


نه حتی موهایت را نوازش کرده ام ...


اما ... ببین


چگونه برایت عاشقانه می نویسم ...نشین

 


خیلی سخته به خاطر کسی که دوستش داری

همه چیز رو از سر راهت خط بزنی

بعد بفهمی

خودت تو لیستی بودی

که اون به خاطر یکی دیگه خطت زده...


افسوس!

[ دو شنبه 30 دی 1392برچسب:جملات زیبا-جملات دلنشین- جملات جدید -جملات جذاب,

] [ 20:28 ] [ زهره ]

[ ]



برمزارم گریه کن اشکت مرا جان میدهد

ناله هایت بوی عشق و بوی باران میدهد

دست بر قبرم بکش تا حس کنی مرگ مرا

دست هایت دردهایم را تسلا میدهد

با من درمانده و شیدا سخن را تازه کن

حرف هایت طعم شیرین بهاران میدهد

وقت رفتن لحظه یی برگرد قبرم را ببین

این نگاه اخرت امید ماندن میدهد

رفتیو چشمم به دنبال قدم هایت گریست

زخم های مرده ام را رفتنت جان میدهد

نیست از من قدرت بوسیدن چشمان تو

باد میبوسد به جایم قلب ایمان میدهد

 

 وقتی کسی رو دوست داری...

    وقتی کسی رو دوست داری

                   

    حاضری جون فداش کنی


    حاضری دنیا رو بدی فقط یه بار نگاش کنی


    به خاطرش دادبزنی ٰبه خاطرش دروغ بگی


    رو همه چی خط بکشی حتی رو برگ زندگی


    وقتی کسی تو قلبته حاضری دنیا بد باشه


    فقط اونی که عشقته عاشقی رو بلد باشه


    قید تموم دنیا رو فقط به خاطر اون میزنی


    خیلی چیزا رو میشکنی تا دل اون رو نشکنی


    حاضری که بگذری از دوستای امروز وقدیم


    اما صداشو بشنوی شب از میون دوتا سیم


    حاضری قلب تو باشه پیش اون گرو


    فقط خدانکرده اون یه وقت بهت نگه برو


    حاضری هرچی دوست نداشت به خاطرش رها کنی


    حسابتو حسابی از مردم شهر جدا کنی


    حاضری هرکجا بری به خاطرش گریه کنی


    بگی که محتاجشی و به شونه هاش تکیه کنی


    وقتی کسی تو قلبته یه چیز قیمتی داری


    دیگه به چشمت نمیاد اگر که ثروتی داری


    حاضری هرچی بشنوی حتی اگه سرزنشه


    به خاطر اون کسی که خیلی برات با ارزشه


    حاضری هرکی جز اونو ساده فراموش بکنی


    پشت سرت هرچی میگن چیزی نگی گوش کنی


    حاضری بگذری از مقررات و دین و درس

 

    وقتی کسی رو دوست داری معنی نمیده دیگه ترس






آمد اما...
آمد امادر نگاهش آن نوازش ها نبود

چشم خواب آلوده اش را مستی رویا نبود

لب همان لب بود اما بوسه اش گرمی نداشت

دل همان دل بود اما مست و بی پروا نبود

نقش عشق و آرزو از چهره ی دل شسته بود

نقش شیدایی در آن آیینه سیما نبود

گوهر اشکی که من می خواستم پیدا نبود

بر لب لرزان من،فریاد دل خاموش بود

آخر آن تنها امید جان من تنها نبود

یار من با دیگری بنشسته بود ای دریغ

جای من را دیگری پر کرده بود

 

[ دو شنبه 30 دی 1392برچسب:جملات زیبا-جملات کوتاه,

] [ 19:4 ] [ زهره ]

[ ]

گذاشتــم به دارم بکشنــد!

بــی گنــاه بـــودم اما….

حوصلـــه اثبـــاتش را نـــداشتم…!

 



کلافه ام...
 
اندازه غربت زنی که

دلش بغل کردن بچّه اش را میخواهد،
 
امّــــــــــــــــــــا دســــــــــت نــــــــــــــــــدارد....

 

 


تو را به یاد آن روز


تو را به یاد گلبرگ های خشک آن روز خشکیده


تو را به روز اول بار دیدنت


تو را به اولین نگاه عاشقانه


تو را به یاد باران روز نیامده ات


تو را به تنهایی روز رفتنت


تو را به باران روز برگشتنت


تنهایم مگذار دیگر

 

 گرفته دلم ، کجايي که آرومم کني ،

کجايي که اين غم يخ زده رو رو دلم آب کني


گرفته دلم ، کجايي که به درد دلهام گوش کني ،

کجايي که منو با بوسه هات گرم کني...


نيستي و من در حسرت اين لحظه ها نشستم ،

نيستي و من بيشتر از هميشه خستم


 در لا به لاي برگهاي زندگي ،

نيست برگي که از تو ننوشته باشم ،

  نيست روزي که از تو نگفته باشم


 امروز اومد و از تو گفتم نبودي و اشک از,

چشمام ريخت و تو همون گوشه نشستم ،


  دلم خالي نشد و گرفته دلم ،

کجايي که دلم  سراغت بياد عشقم؟


نيستي و حتي سراغي از دلم نميگيري ،

يه روز نباشم که تو مثل من نميميري....


 نميبيني چشمهامو، نميمونی تا دلمو ،

به نقطه خوشبختي برسونی ،


منو به جايي آروم بکشوني تا خيالم

راحت باشه از اينکه هميشه تو رو دارم؟

 

عشقم اگه توخوشی منم خوشم

هرجا که هستی واست ارزو خوشبختی میکنم

یادت باشه اینجا کسی هست که فقط به عشق تو

داره نفس میکشه پس همیشه مواظب خودت باش

 

 بند بند وجودمــــ ـــ ـ ..


بـه بند بند وجود تــو بستــه استـــــ ــــ ـ


با اين همه بنــد


چه قـــــ ـــ ـدر از هم دوريـــــــ ــــ ـم" ..



 

زَن یعنی من !!!

كه عشوه هایم دود میكند...

اُبُهت مردانـــــه ات را...

 


گفت: می خوام برات یه یادگاری بنویسم گفتم: كجا؟ گفت : رو قلبت گفتم مگه میتونی ؟

گفت : اره سخت نیست ‌‌ آسونه گفتم باشه بنویس تا همیشه یادگاری بمونه یه خنجر برداشت گفتم این چیه ؟

گفت : هیسس ساكت شدم گفتم : بنویس چرا معطلی خنجرو برداشت و با تیزی خنجر نوشت دوستت دارم دیوونه اون رفته ؟ خیلی وقته؟ كجا ؟

نمیدونم اما هنوز زخم خنجرش یادگاری رو قلبم مونده.

[ جمعه 27 دی 1392برچسب:جملات جدید- جملات جذاب- جملات کوتاه,

] [ 17:41 ] [ زهره ]

[ ]

غـروبـا میون هــفته بر سـر قـبر یه عاشـق
یـه جوون مـیاد مـیزاره گـلای سـرخ شـقایـق
بی صـدا میشکنه بغضـش روی سـنـگ قبـر دلدار
اشک میریزه از دو چـشـمش مثل بارون وقت دیدار
زیر لب با گـریه مـیگه : مـهـربونم بی وفایـی


رفتی و نیـسـتی بدونی چـه جـگر سـوزه جـدایی
آخه من تو رو می خواستم اون نجـیـب خوب و پاک
اون صـدای مهـربون ، نه سـکــوت ســرد خــاک
تویی که نگاه پاکت مـرهـم زخـم دلــــم بـود
دیدنـت حـتی یه لـحــظه راه حـل مشکـلـم بود


تو که ریـشه کردی بـا من، توی خـاک بی قراری
تو که گفتی با جـدایی هـیـچ مـیونه ای نداری
پس چـرا تنهام گذاشـتی توی این فـصل ســیاهی
تو عـزیـزترینی اما یه رفیـق نــیـمه راهــی
داغ رفتنـت عـزیـزم خط کـشـیـد رو بـودن مـن


رفتی و دیگـه چـه فایده ناله و ضـجـّه و شیـون
تو سـفر کردی به خـورشـید ، رفتی اونور دقایق
منـو جا گذاشتی اینجا با دلی خـســته و عاشـق
نمـیـخـوام بی تو بمـونم ، بی تـو زندگی حرومــه
تو که پیش من نبـاشـی ، هـمـه چـی برام تمـومه


عاشـق خـسـته و تنها سـر گـذاشـت رو خاک نمناک
گفت جگر گـوشـه ی عـشـقو دادمـش دسـت توای خاک
نزاری تنها بمونـه ، هــمـدم چـشـم سـیـاش باش
شونه کن موهاشو آروم ، شـبا قصـه گو بـراش باش
و غـروب با اون غـرورش نتونسـت دووم بـیـــاره


پاکشـیـداز آسـمـون و جاشـو داد به یـک سـتاره
اون جــوون داغ دیـده با دلـی شـکـسـته از غـم
بوسـه زد رو خـاک یار و دور شد آهسـته و کم کم
ولی چند قدم که دور شد دوباره گـریه رو سـر داد
روشــــو بــر گــردونـــد و داد زد
بـه خـدا نـمــیـری از یاد

 

 خسته ام میفهمید؟!
خسته ام میفهمید؟!
خسته از آمدن و رفتن و آوار شدن.
خسته از منحنی بودن وتکرارشدن.

خسته از حس غریبانه این تنهایی.
بخدا خسته ام از اینهمه تکرار سکوت.
بخدا خسته ام از اینهمه لبخند دروغ.
بخدا خسته ام از حادثه ساعقه بودن در باد.
همه عمر دروغ،
گفته ام من به همه.


گفته ام:
باختم من همه عمر دلم را،
به سراب !!
باختم من همه عمر دلم را،
به شب مبهم و کابوس پریدن از بام!!
باختم من همه عمر دلم را،
به حراس تر یک بوسه به لبهای خزان!!
بخدا خسته شدم،
میشود قلب مرا عفو کنید؟


و رهایم بکنید،
تا تراویدن از پنجره را درک کنم!؟
تا دلم باز شود؟!
خسته ام درک کنید.
میروم زندگیم را بکنم،
میروم مثل شما،
پی احساس غریبم تا باز،
شاید ......!!

 

 به مرگ چاره نجستم...


به مرگ چاره نجستم که در جهان مانم
به عشق زنده شدم تا که جاودان مانم

چو مردم از تن و جان وارهاندم از زندان
به عشق زنده شوم جاودان به جان مانم

به مرگ زنده شدن هم حکایتی است عجیب
اگر غلط نکنم خود به جاودان مانم

در آشیانه‌ی طوبا نماندم از سرناز
نه خاکیم که به زندان خاک‌دان مانم

ز جویبار محبت چشیدم آب حیات
که چون همیشه بهار ایمن از خزان مانم

چه سال‌ها که خزیدم به کنج تنهایی
که گنج باشم و بی‌نام و بی‌نشان مانم

[ جمعه 27 دی 1392برچسب:جملات زیبا- جملات آشنا,

] [ 13:37 ] [ زهره ]

[ ]

 

به نسیمی همه راه به هم می ریزد

کی دل سنگ تو را آه به هم می ریزد 

سنگ در برکه می اندازم و می پندارم

با همین سنگ زدن ، ماه به هم می ریزد

.

.

عشق بر شانه هم چیدن چندین سنگ است

گاه می ماند و نا گاه به هم می ریزد

انچه را عقل به یک عمر به دست آورده است

دل به یک لحظه کوتاه به هم می ریزد

آه یک روز همین آه تو را می گیرد

گاه یک کوه به یک کاه به هم می ریزد

 دوستت دارم...

من امشب از غزل از مثنوی از گریه سرشارم


                                 سرم را میگذارم بی تو روی شانه ی تارم


پری های خیالم ناگهان در رقص می آیند 


                                 که تو شرقی ترین آئینه می آیی به دیدارم


سرت را میگذاری روی زیر اندازی از چشمم


                                  نگاهم میکنی چشمی که عمری کردی انکارم


دل من گر چه چشم زخمی اسفندیار اما


                       چگونه میتوانم از نگاهت دست بر دارم


تو رفتی و منم ماندم با شعر و سه تار اما


                                 به دندان پشت دستم مینویسم دوستت دارم

 

[ جمعه 27 دی 1392برچسب:اشعارزیبا- اشعار کوتاه- اشعار جذاب- شعر,

] [ 13:18 ] [ زهره ]

[ ]

 تو فقط زود بیا...!


به سراغ من اگر می آیی

تند و آهسته! چه فرقی دارد؟؟

تو به هر جور دلت خواست بیا

مثل سهراب دگر

جنس تنهایی من چینی نیست...

که ترک بردارد...

تو فقط زود بیا...!

 

در درون! خـ ـانـه بر دوشــ ـم ....


این آرامشِـــ.. ظـاهــ رم

گمـراهتـــ.. نکنـ ــد!

در درون! خـ ـانـه بر دوشــ ـم ....

 


دلتنگی...

 همیشه قصه همینـــ بود ...

    آمدنتــــ با پای خـودتـــــــ بود ...

      رفتنتــــــ با خــدا ...!

         آهــای دلتنگی با توامــــــــ !!!
     
   آرامشَمو تو دَستات جا گذاشتَم...


ما نسل بوسه های خیابانی هستیم…

نسل خوابیدن با اس ام اس…


نسل دردو دل با غریبه های مجازی…


نسل غیرت رو خواهر,روشنفکری رو دختر همسایه…


نسل پول ماهانه,وی پــ ی ان...


نسل عکسهای برهنه بازیگران…


نسل جمله های کوروش و شریعتی…


نسل ترس از رقص نور ماشین پلیس…


نسل استرس های کنکور و سکته های خاموش…


نسل تنهایی,نسل سوخته…


یادمان باشد هنگامی که دوباره به جهنم رفتیم مدام بگوییم:


یادش بخیر…دنیای ما هم همینجوری بود…

 


از آدم ها بت نسازید،

این خیانت است،

هم به خودتان، هم به خودشان،

خدایی می شوند که خدایی کردن نمی دانند،

و شما در آخر می شوید سر تا پا کافر خدای خود ساخته...

 


    من زندگی را دوست دارم

                      ولی از زندگی دوباره می ترسم !

 دین را دوست دارم

                       ولی از کشیش ها می ترسم !

 قانون را دوست دارم

                        ولی از پاسبان ها می ترسم !
 
 عشق را دوست دارم

                         ولی از زن ها می ترسم !

کودکان را دوست دارم

                         ولی از آئینه می ترسم !


سلام را دوست دارم


                          ولی از زبانم می ترسم !

 من روز را دوست دارم


                        ولی از روزگار می ترسم!

 


حالا تو برایم بگو...!

این روزها...

بیشتر از قبل حال همه را می پرسم...

سنگ صبور غم هایشان می شوم...

اشک های ماسیده روی گونه هایشان را پاک می کنم...

اما...

یک نفر پیدا نمی شود

که دست زیر چانه ام بگذارد...

سرم را بالا بیاورد و بگوید:

حالا تو برایم بگو...!

 

 کجاست عدالت ؟

دلتنگی هایم بزرگ است

غصه هایم بزرگ تر

شانه هایم کوچکند

دلم کوچکتر

کجاست عدالت ؟

 

 

مــن نامَـت را صــدا مــی کـنـــم تـــو بـگـــو جانَــم ...


بگــذار توی همیــن یـک جملــه دوبـــاره عاشقِ هم باشیـــم !



                      مــن نامَـت را صــدا مــی کـنـــم تـــو بـگـــو جانَــم ...


می دانم روزی که نباشم هیچکس تکرار من نخواهد شد... !!!

باورت بشود یا نه !؟


روزی می رسد ....


که دلت برای هیچ کس ؛


به اندازه ی من تنگ نخواهد شد !


برای نگاه کردنم ؛


... خندیدنم ،


اذیت کردنم ...


برای تمام لحظاتى که در کنارم داشتی !


               روزی خواهد رسید که در حسرت تکرار دوباره من خواهی بود ،
 
می دانم روزی که نباشم هیچکس تکرار من نخواهد شد.

 آن یـــــــــــــــک نــــــــــــــــــــفر....

بعضی وقت ها چیزی می نویسی فقط واسه یک نفر،

اما دلـــــــــــت

میگیره وقتی یادت می افته که هرکســـــــــــی ممکنه بخونه

جـــــــــــــــــز اون یـــــــــــــــک نــــــــــــــــــــفر....

 

[ چهار شنبه 25 دی 1392برچسب:جملات زیبا-جملات عاشقانه- جملات احساسی- بروزترین جملات عاشقانه-,

] [ 20:21 ] [ زهره ]

[ ]


لبخند همیشه راز خوشبختی نیست...

 بر خاک بخواب نازنین،تختی نیست....

        آواره شدن حکایت سختی نیست...

              از پاکی اشکهای خود فهمیدم

                           لبخند همیشه راز خوشبختی نیست...

 

 

گردنم درد می کند

از بس همه چیز را گردن من انداختی

دوست نداشتنت را

خیانتت را

بی توجهی هایت را

بهانه گیری هایت را

و در آخر رفتنت را !

 

 هـر کـس جـای مـن بـود می برید...

دلتنگتم !

دلتــــــــــــــــنـــــ ـــــگ

هـر کـس جـای مـن بـود

می برید

اما

مـن هنـوز می دوزم

چشم به راهت.





روزایی هست تورابــطه هــا دِلـِـت میگیـــره ...

روزایی هست تورابــطه هــا
             دِلـِـت میگیـــره ...
                        ســـرد میشــــی ...
 از صبـــوری کــردن
    ازدوری !
 از فـــاصله ...
         از انتظـــار ...
 خستـــه میشـــی ...

بــعد دلــت می خواد
         حتــی وقــتی ســردی
       وقتی نــمی تونی عین بقیــه روزهــا
    واســـه ی هم خاطره ات لحظه هـــای عــاشقانه بسازی
 بـــاز هــم اندازه ی همون موقع هـــا
که گــرمی
   که خــوبی
      که دلـــیل آرامششی ...
          دوســتت داشــته باشـــه ...
               ایـــن دوســت داشــتـــن و نشونت بده ...
حتـــی وقتی هــر چی میاد طرفت پسش می زنــی ...

              یـــه روزایی هست کــه دوست داری داد بــزنی
      لعنتـــی !‌ بفهم !
 ایــن ســرما ربطــی بــه کــم شدن احــساسم نداره !
مال دلتــنــگیــه !
      دلتنگـــی واســه خـــود ِ تـــــــو ...

امــا یه چیزی انگار راه گلوتو می بنده
         که حتی نمی تونی از خودت دفاع کنی !
 که سکوت می کنی ...

 حالا تــو هــی بیــا و بگــو
     نمــی دونم این روزهـــا کــه من بیشتر از همیشــه بهت احتیاج دارم
 چـــرا اینجوری ســـردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!

 

من یک زنم ...


نه جنس دوم...


نه یک موجود تابع...


نه یک ضعیفه ...


نه یک تابلوی نقاشی شده،


نه یک عروسک متحرک برای چشم چرانی،


نه یک کارگر بی مزد تمام وقت،


نه یک دستگاه جوجه کشی.ـ


من سعی می کنم آنگونه که می اندیشم باشم ،


بی آنکه دیگری را بیازارم...


فرای تمام تصورات کور،


هنجارهای ناهنجار، تقدسات نامقدس!ـ


باور داشته باش من هم اگر بخواهم می توانم خیانت کنم،


بی تفاوت و بی احساس باشم،


بی ادب و شنیع باشم،


بی مبالات و کثیف باشم.


اگر نبوده ام و نیستم ،


نخواسته ام و نمی خواهم...

 ای کــاش یا بـــــــــــودی ،یـــــا اصـــلا نبودی !!!

هـــــــر نفـــس ،درد اســـت که میکشـــم !!!

ای کــاش یا بـــــــــــودی ،یـــــا اصـــلا نبودی !!!

ایـــــن که هســـتی و کنــــارم نیســــتی ...

دیـــــــــوانه ام میکنــــــــــد . . .

 


بعضی وقتا مجبوری تو فضای بغضت بخندی …

دلت بگیره ولی دلگیری نکنی …

شاکی بشی ولی شکایت نکنی …

گریه کنی اما نزاری اشکات پیدا بشن …

خیلی چیزارو ببینی ولی ندیدش بگیری …

خیلی ها دلتو بشکنن و تو فقط سکوت کنی …

 


نمیدونی چقدر سخته کسی رو که دوستش داری


بره و نتونی کاری بکنی که برگرده...


نمیدونی وقتی شب میشه تمام خاطره ها میاد تو ذهنت


عین فیلمی که آخرش به گریه ختم بشه و بی صدا پتوتو گاز بگیری


که کسی دردتو نشنوه...

 


نمـےگـذاشـــــتـمـ دِلــــمـ را بـِـبــرے

اگــر مـےدانستــمـ

زنــدگـــےِ بعـــد از تــ♥ــو

چـقــدر دِل مـے خـــواهــَــد ...

[ سه شنبه 24 دی 1392برچسب:جملات زیبا- جملات عاشقانه- جملات کوتاه - جملات احساسی,

] [ 20:27 ] [ زهره ]

[ ]


همـین که هستــے کافیســت
دور از مـن
بـدون مـن
چـه فرقـے مـے کند

.
همیـن که رختمـان زیر یـک آفتـاب خشـک مـے شود کـافیسـت . . .

از تـو چیـزے نمـے خواهـم (!)
همـین کـه سـر به سـر رویاهـایم نگذارے
و سنـگ به شیشـه ے خوابـم نزنـے

کفـاف یک عـمر تنهائـے ام را مـے دهد
مـن کـه سر و ته زندگے ام را
سنجـاقـے به هم مـے آورد

چیزے شبیه
به معـجزه اسـت
وقتـے
هـر شـب به خـیر مـے گذرد
بـے آنکه کسـے به تو بگـوید

شب به خیـــــــر . . .

 

[ سه شنبه 24 دی 1392برچسب:جملات زیبا-جملات دلنشین-جملات کوتاه وبا ارزش - جملات احساسی- ,

] [ 18:16 ] [ زهره ]

[ ]


ﺑﻌﻀﮯ ﻫﺎ ﺭُﻭ ﺑﺎﯾَﺪ ﺍَﺯ ﺗﻮ ﺭُﻭﯾﺎﺕْ ﺑــِڪِﺸﮯ ﺑﯿﺮﻭﻥْ


ﻣُﺤڪَﻢْ ﺑَﻐَﻠِﺶْ ڪُﻨﮯ،


ﺑَﻌﺪ ﺁﺭﻭﻡ ﺩَﺭِ ﮔﻮﺷِﺶ ﺑــِﮕﮯ :


ﺁﺧِــﮧ ﺗُﻮ ﭼــِﺮﺍ ﻭﺍﻗِﻌﮯ ﻧﯿﺴﺘﮯ ﻻﻣَّﺼَﺒـْ ....

 

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه

صفحه قبل 1 ... 3 4 5 6 7 ... 15 صفحه بعد