باغ عشق

مجموعه ای از نایاب ترین جملات عاشقانه شعر



دلمـ حضـورِ مردـآنـﮧ مے خوآـهد


نـﮧ اینڪـﮧ مــرد بــآشد نـﮧ !


مردـــآنـﮧ بـــآشد


حرفشـ ٬ قولشـ ٬ فڪرشـ ٬ نگــآـهشـ ٬ قلبشـ


آنقـدر مردـآنـﮧ ڪـﮧ بتوـآטּ تـــآ


بینهـــآیتــِ دُنیــــآ بـﮧ او اِعتمــــآد ڪـرد


تکیـﮧ ڪـرد !


مخاطب خاص ِ زندگے مــــن...

با تمام وجود مے گویم:

این روز ها عجیب دل تنگ توام

دل تنگ اجابت چشمانت

دل تنگ رنگ نگاهت

دل تنگ بوے عَطرت

تو که نیستے ...

انگار زندگے بودن را کــم می آورد و

بهانه گــیر نبودن است

تو کـه نیستے دلتنگے هایت مــرا از پا در می آورند ...

 


 

چه حس قشنگیه وقتی میشی مَحرمِ دل یکی
...
یکی که بهش اعتماد داری ...


بهت اعتماد داره ...


از دلتنگی هاش برات میگه ...


از دلتنگی هات براش میگی ...


آروم میشه ...


آروم میشی ...


حسی که هیچ وقت به تنفر تبدیل نمیشه ...


این حس مثل قطره های باران پاکه...


متــــــــاسفم…

نه برای تو که دروغ برایــــت خـــود زندگیست…

نه برای خودم که دروغ تنهـــا خط قرمز زندگیـــستــــ بـــرایم….

متاسفم که چرا مزه ے عشـــــــق را….

از دستـــــــــ تــــــو چشیــــدم….

تا همیشه در شکـــــــــــ دروغ بودنش بمـــانم….


منبع :نغمه سرا

ضربه خوردیم وشکستیم و نگفتیم چرا؟!


                                                   ما دهان از گله بستیم و نگفتیم چرا؟!


                                                                                       جای "بنشین" و "بفرما", "بتمرگی" گفتند..!



ما شنیدیم و نشستیم و نگفتیم چرا؟


                                                                  "تو" نگفتیم و "شمایی" نشنیدیم و هنوز


                                                                                                                 ساده مثل کف دستیم و نگفتیم چرا؟!



 دل سپردیم به آن "دال" سر دشمن و دوست


                                               دشمن و دوست پرستیم و نگفتیم چرا؟!


                                                                                                         چه "چراها" که شنیدیم و ندانیم چرا



تو را آرزو نخواهم کرد...


هيچ وقت !!


تو را لحظه اي خواهم پذيرفت...


که خودت بيايي...


با دل خودت...


نه با آرزوي من






...

قلب لعنتـــــــــــي لطفا:


"خفه شو"

ودر همه کارها دخالت نکن....

همین که خون پمپاژ کنی کافیست....

یه کلام ختم کلام :

هرکی پاکتره .... تنهاتره



 

[ دو شنبه 23 دی 1392برچسب:جملات احساسی-جملات جدید وکوتاه- جملات با ارزش- جملات زیبا,

] [ 10:14 ] [ زهره ]

[ ]


 بـهـتـر اسـت در حـدِّ یـک آرزو بمـــانـنـد

 بــرآورده شـُدنـشـان

 بـه بـــهــای شــکـسـتـن دلــــت

 تـمـام میــشـود


چگونه است؟!


صبح كه بيدار شدي


كدامين نقاب را بر مي داري؟


فصل نقابهاست...


انگار كسي ما را بي نقاب نمي بيند


اگر روي واقعي داشته باشيم


كسي ما را نمي پسندد


به دنبال لحظه ايم كه تمام نقابها از چهره ها برداشته شود


ايا آن روز هيچ "خودي" باقي خواهد ماند؟

 

منبع:نایس شادی

[ دو شنبه 23 دی 1392برچسب:جملات زیبا- جملات دلنشین- جملات کوتاه وبا ارزش-جملات احساسی,

] [ 9:57 ] [ زهره ]

[ ]

دلم یک دنیا تنهایی میخواهد

با یه عالمه تو

و تمام گوشه کنارهای اغوشت
 

لعنـــــــــــــــت به همه ضرب المثل های جهان


که هروقت لازم شان داری


برعکس از آب درمی آینــــــــــــد


مثلا همین حــــــــــــــــــــالا


که من تو را می خواهم


و طبق معمول


خواستن نتوانستن استـــــــــــــــــــ...


مـــــــــــیان این همــــــــه "اگـــر"


تــــو چـــــــــــقدر "بایدی "



 

 
اگــــــه یـکـــی دستتو گـــرفت و دلت لـــــرزیـــــد


زیــــاد عجلــه نــکن !!!


یــــه روز بـــا دلت کــــاری میکــنه کــــه دستـــات بـــلرزه


طعم صداقتت ! را چشیده ام؛


تعریفی نداشت لعنتــــي!!.


لطفا کمی دروغ بگو,


شاید دروغ هایت, صادقانه تر باشد...

 

عشــــــــــــــــــــــــــق،خودش خواهد امد..نمیتوان آن فرار کرد.


عشــــــــــق خودش اهسته اهسته می اید...


در گوشه قلب مهربانت ارام و بی صدا مینشیند..


و تــــــــــــو متوجه اش نخواهی بود...


و بعد ذره ذره قلبت را پر میکند..



کم کم مثل ساقه «مهرگیاه» در تمام جانت می پیچد ...



و ریشه می دواند،



به طوری که بی ان نمیتوانی نفــــــــــــــــــــــــــــــس بکشی.

ساده هستم

ساده می بینم

ساده می پندارم زندگی را

نمیدانستم جرم می دانند سادگی را

سادگی جرم است و من مجرم ترین مجرم شهرم

ساده می مانم…

ساده میمیرم…

اما…

ترک نمی گویم پاکی این سادگی را …





 

به خودت می آیی،

یادت می آید دیگر نه کسی است که از پشت بغلت کند،

نه دستی که شانه هایت را بگیرد،

نه صدای که قشنگ تر از باد باشد

تنهایی یعنی این...

 





کــُجاﮮ زِنـــכِگـــﮯ رــآ بــآ تــــو مــُشتــَرَکــ بـــوכه اَمـ

کــﮧ حــآلـا تــِلـِفـُטּ خــوشـ خـیآلتــ تــو رـآ

×مــُشــتَرکــ مــورכ نــَظـَر مََــטּ میــخـوـآنــَכ×...؟!

مـــورכ نــَظـَر شـآیَـכ....وَلـــﮯ مــُشــتـَرَکـ...!؟

هــﮧ…گـــُفــتـَمـ کــﮧ خــیــالـ اَستــ!!!

[ یک شنبه 22 دی 1392برچسب:جملات کوتاه-جملات زیبا- جملات دلنشین - جملات جذاب وعاشقانه - ,

] [ 19:53 ] [ زهره ]

[ ]

پیاده از کنارت گذشتم


گفتی: " چندی خوشگله؟"

سواره از کنارت گذشتم،

گفتی: "برو پشت ماشین لباسشویی بنشین!"

در صف نان، نوبتم را گرفتی چون


صدایت بلندتر بود

در صف فروشگاه نوبتم را گرفتی

چون قدت بلندتر بود

زیرباران منتظر تاکسی بودم، مرا

هل دادی و خودت سوار شدی

در تاکسی خودت را به خواب زدی تا

سر هر پیچ وزنت را بیندازی روی من

در اتوبوس خودت را به خواب زدی تا

مجبور نشوی جایت را به من تعارف کنی

وقتی زنی موقع زایمان فریاد کشید

حتی در فیلم تو بلند

گفتی:"زهرمار!"

در خیابان دعوایت شد و تمام

ناسزاهایت، فحش خواهر

و مادر بود

در پارک، به خاطر بودن تو

نتوانستم پاهایم را دراز کنم

نتوانستم به استادیوم بیایم، چون

تو شعارهای آب نکشیده می دادی

من باید پوشیده باشم تا تو دینت را

حفظ کنی

مرا ارشاد می کنند تا تو ارشاد شوی

تو ازدواج نكردی و به من گفتی زن

گرفتن حماقت است

من ازدواج نكردم و به من گفتی ترشیده

عاشق که شدی مرا به زنجیر

انحصارطلبی کشیدی

عاشق که شدم گفتی مادرت باید مرابپسندد

من باید لباس هایت را بشویم و اتو

بزنم تا به تو بگویند خوش تیپ

من باید غذا بپزم و به بچه ها برسم

تا به تو بگویند آقای دکتر

وقتی گفتم پوشک بچه را

عوض کن، گفتی بچه مال مادر است

وقتی خواستی طلاقم بدهی، گفتی بچه

مال پدر است

در تمام زندگیم جای یک جمله خالی بود:

خسته نباشی مرد...

 

 

از “نبودنت” دلگیر نیستم…

از اینکه روزگاری “بودی”، دلگیرم

[ یک شنبه 22 دی 1392برچسب:جملات زیبا- جملات عاشقانه- جملات زیبا وجذاب-جملات دلنشین,

] [ 18:51 ] [ زهره ]

[ ]

دست به صورتم نزن!


می ترســــــم بیفـــتد قاب خندانی که برچهره دارم


وبـــــــعدسیل اشـــکهایم تورا باخودببرد.


باز من بمانم وتنهایی!


 

 

خدایا...


بابت آن روز


که سرت داد کشیدم متاسفمـــــــــ...!!!


من عصبانی بودم


برای انسانی که تو میگفتی ارزشــــَش را ندارد


و مــــــــــن پا فشاری می کردم

 

فریاد من از داغ توست ، اینگونه خاموشم نکن ،


حالا که یادت میکنم ، دیگر فراموشم نکن . . .

[ یک شنبه 22 دی 1392برچسب:جملات زیبا-جملات دلنشین-جملات کوتاه- جملات دلنشین ,

] [ 10:38 ] [ زهره ]

[ ]


تاثـیـرگُـذارتـریـטּ قـانـوטּ زنـدگـے مـטּ ،

قـانـوטּ { ڪہ نـبـایـכ } بـوכ !

عـاشـقِـ ڪسـے شـכمـ ؛ ڪـہ نبـایـכ !

כستـاטּ یـخ زכه امـ ، دستـاטּ تـبـכار اویـے را طـلبـ ڪـرכ ؛ ڪـہ نـبـایـכ !

כلـمـ بـودטּ آنـے را خـواستـ ؛ ڪـہ نـبـایـכ !

اشڪـ هـایـمـ بـہ یـاכ ِ ڪسـے سـرازیـر شـכنـכ ؛ ڪـہ نـبـایـכ !

میـدانـمـ . . . ایـراכ از مـטּ بـوכ ....

ڪـاش میـشـכ ایـטּ روزهـا ، ڪـمـے مــُرכ

كوچ

 

بشر، دوباره به جنگل پناه خواهد برد،

به كوه خواهد زد!

به غار خواهد رفت!

***

تو، كودكانت را بر سينه مي فشاري گرم،

و همسرت را چون كوليان خانه به دوش،

ميان آتش و خون مي كشاني از دنبال،

و پيش پاي تو از انفجارهاي مهيب

دهان دوزخ وحشت گشوده خواهد شد

و شهرهاي همه در دود و شعله خواهد سوخت

و آشيان ها بر روي خاك خواهد ريخت

و آرزوها در زير خاك خواهد مرد

***

خيال نيست، عزيزم!

صداي تير بلند است و ناله ها پيگير

و برق اسلحه خورشيد را خجل كرده است

چگونه اين همه بيداد را نمي بيني؟

چگونه اين همه فرياد را نمي شنوي؟

صداي ضجه ي خونين كودك (عدني) است،

و بانگ مرتعش مادر ويتنامي

كه در عزاي عزيزان خويش مي گريند

و چند روز دگر نيز نوبت من و توست

كه يا به ماتم فرزند خويش بنشينيم

و يا به كشتن فرزند خلق برخيزيم

و با به كوه

به جنگل

به غار، بگريزيم

***

پدر، چگونه به نزد طبيب خواهي رفت

كه ديدگان تو تاريك و راه باريك است

تو يك قدم نتواني به اختيار گذاشت

تو يك وجب نتواني به اختيار گذشت

كه سيل آهن در راه ها خروشان است

***

تو، اي نخفته شب و روز روي شانه ي اسب،

به روزگار جواني، به كوه و دره و دشت

تو اي بريده ره از لاي خار و خاراسنگ!

كنون كنار خيابان در انتظار بسوز

درون آتش بغضي كه در گلو داري

كزين طرف نتواني به آن طرف رفتن

حريم موي سپيد تو را كه دارد پاس؟

كسي كه دست تو را يك قدم بگيرد نيست

و من - كه مي دونم اندر پي تو - خوشحالم

كه ديدگان تو، در شهر بي ترحم ما

به روي مردم نامهربان نمي افتد

***

پدر! به خانه بيا با ملال خويش بساز

اگر كه چشم تو بر روي زندگي بسته است

چه غم كه گوش تو و پيچ راديو باز است:

(هزار و ششصد و هفتاد و يك نفر) امروز

به زير آتش خمپاره ها هلاك شدند

و چند دهكده دوست را، هواپيما

به جاي خانه دشمن گلوله باران كرد...!

***

چه جاي گريه، كه كشتار بي دريغ حريف

براي خاطر صلح است و حفظ آزادي

و هر گلوله كه بر سينمه اي شرار افشاند

غنيمتي است! كه دنيا بهشت خواهد شد

***

پدر، غم تو مرا رنج مي دهد، اما

غم بزرگ تري مي كند هلاك مرا:

بيا به خاك بلا ديده اي بينديشيم

كه ناله مي چكد از برق تازيانه در او

به خانه هاي خراب،

به كومه هاي خموش،

به دشت هاي به آتش كشيده ي متروك

كه سوخت يك جا برگ و گل و جوانه در او

به خاك مزرعه هايي كه جاي گندم زرد

لهيب شعله ي سرخ

به چار سوي افق مي كشد زبانه در او

به چشم هاي گرسنه

به دست هاي دراز

به نعش كودك دهقان، ميان شالي زار

به زندگي، كه فرو مرده جاودانه در او

***

بيا به حال بشرهاي هاي گريه كنيم

كه با برادر خود هم نمي تواند زيست

چنين خجسته وجودي، كجا تواند ماند؟

چنين گسسته عناني كجا تواند رفت؟

صداي غرش تيري دهد جواب مرا:

- به كوه خواهد زد!

به غار خواهد رفت

بشر دوباره به جنگل پناه خواهد برد



عاشقم، عاشق به رویت، گر نمیدانی بدان

سوختم در آرزویت، گر نمیدانی بدان

با همه زنجیر و بند و حیله و مکر رقیب

خواهم آمد من به کویَت، گر نمیدانی بدان

مشنو از بد گو سخن، من سُست پیمان نیستم

هستم اندر جستجویت، گر نمیدانی بدان...

گر پس از مردن بیائی بر سر بالین من


زنده می گردم به بویت، گر نمی دانی بدان

اینکه دل جای دگر غیر از سر کویت نرفت

بسته آن را تار مویت گر نمی دانی بدان

گر رقیب از غم بمیرد، یا حسرت کورش کند

بوسه خواهم زد به رویت، گر نمیدانی بدان

هیچ می دانی که این لاهوتی آواره کیست؟

عاشق روی نکویت گر نمی دانی بدان

عاشقم عاشق به رویت، گر نمیدانی بدان

سوختم در آرزویت، گر نمیدانی بدان

 

من چیا بگم عاشقی باورت بشه؟

تو که خیلی بهتر از ما این چیزا سرت می شه

چشمای ناز تو که وا میشه ، آفتاب می زنه

تازه وقتی تو بگی صورتشو آب می زنه

من بگم دوست دارم با چه رقم یا عددی

تو که بینهایتو قشنگ تر از من بلدی

مژه هات شعر بلند ناتمومه به خدا

عاشق کسی شدن جز تو حرومه به خدا

با غمت هزار تا خنجر تو دلم فرو می ره

ماه اگه برق چشاتو ببینه از رو می ره

چقدر اسمتو نوشتم روی هر صخره و سنگ

چقدر کشته منو اون دوتا چشمای قشنگ

زیبا! تو فرشته ای، اهل یه جایی تو بهشت

نمیشه هم عاشق تو بود و هم واست نوشت

از حسودیم نمیشه بسپرمت دست خدا

جام چقدر مشخصه تو نقشه ی دیونه ها

عمریه موندم توی مصراع اول چشات

فقط این فعلو بلد شدم که می میرم برات

وقتی سکوت خدا را در برابر عبادتت دیدی،

نگو خدا با من قهر است.

او به تمام کائنات فرمان سکوت داده،

تا حرف دل تو را بشنود.

پس حرف دلت را بگو....


حمـاقـت کـه شاخ و دم نــدارد!

حمـاقـت یـعنـی مـن کـه

اینقــدر میــروم تـا تـو دلتنـگ ِ مـن شـوی!

خـبری از دل تنـگـی ِ تـو نمـی شود!

برمیگردم چـون

دلـتنـگـت مــی شــوم!!!

[ شنبه 21 دی 1392برچسب:جملات دلنشین-جملات عاشقانه- جملات جدید-,

] [ 20:53 ] [ زهره ]

[ ]


انگـــار

آخرین سهــــــ ــــ ــم ما از هم

همین سکوتـــــــــ ـــــــ ــــ اجباری سـتــــــ ـــ ـ ..

من تو را نمی سرایم !..

تو ...

خودت در واژه ها می نشینی ..!

خودت قلم را وسوسه می کنی !!

و شعر را بیدار می کنی !!

نگذار هركسی از راه رسید با



ساز دلت تمرین نوازندگی كند

سایت:یاس سرخ

[ شنبه 21 دی 1392برچسب:جملات زیبا-جملات دلنشین- جملات کوتاه-جملات دل انگیز,

] [ 20:43 ] [ زهره ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه

صفحه قبل 1 ... 8 9 10 11 12 ... 15 صفحه بعد